صنعت چاپ آن‌گونه که در ایران شکل گرفت

حروف سربی تمدن‌ساز

کدخبر: ۱۵۷۷
صنعت چاپ، صنعتی قدیمی که در پی رشد فناوری نشر و «دیجیتالیزاسیون» وارد دوره بحران شده است. تاریخ صنعت چاپ در ایران با قدمت دویست ساله‌اش، حامل بخش مهمی از فرهنگ و تمدن مدرن در این کشور است.
حروف سربی تمدن‌ساز

از نخستین تلاش‌های ارامنه جلفای اصفهان در زمینه ورود چاپخانه تا تصمیم عباس میرزا به واردات صنعت چاپ از اروپا و دیگر کوشش‌هایی که در قرن پر فراز و نشیب نوزدهم صورت گرفت، شاهد ‌گذاری تدریجی و اثربخش بوده‌ایم. در اینجا بخشی از مقاله‌ای را به قلم دکتر سیدابوالفضل رضوی می‌خوانید که در پایگاه مجازی «تاریخ شفاهی» منتشر شده است:

نخستین چاپخانه‌ای که وجود آن در دوره قاجار مسلم است، چاپخانه‌ای است که در سال ۱۲۳۳هـ.ق یا سال قبل از آن توسط آقا زین‌العابدین تبریزی ایجاد شد. آقا زین‌العابدین به دستور عباس میرزا به روسیه رفته و آشنایی با چاپ و چاپخانه را در آنجا فرا گرفته بود و با خرید ماشین چاپ به ایران برگشت و با تاسیس چاپخانه شروع به فعالیت کرد. این چاپخانه با حروف سربی کار می‌کرد و پس از مدتی کتابی موسوم به «فتح‌نامه» از آن بیرون آمد. فتح‌نامه به‌عنوان نخستین کتابی که در ایران چاپ شد، به وسیله «میرزا ابوالقاسم قائم مقام» تالیف شده بود. این کتاب به زبان عربی بود و موضوع آن به جنگ‌های ایران و روس مربوط می‌شد و حوادث را تا زمان انعقاد عهدنامه گلستان (۱۸۱۳م/ ۱۲۲۸هـ.ق) دربرمی‌گرفت. البته باید خاطرنشان کرد که مرحوم تربیت در مجله تعلیم و تربیت اولین کتاب چاپ شده در ایران را «جهادیه» میرزا عیسی قائم مقام بزرگ می‌داند. زینکر (Zinker) یکی از کتاب شناسان اروپایی نیز در تالیف خود موسوم به «کتاب‌شناسی شرقی» از کتابی انگلیسی با عنوان «ملاحظات درخصوص خواجه حافظ شیرازی» تالیف اگوست، ای. هربن نام می‌برد که در فوریه ۱۸۰۶م/ ۲۱-۱۲۲۰هـ.ق در شیراز به طبع رسیده است. اگر این موضوع صحیح باشد، چاپخانه در شیراز قبل از تبریز و تهران احداث شده است.

چاپخانه بعدی در ایران همان است که توسط میرزاصالح شیرازی احداث شد. میرزاصالح پس از فراغت از تحصیل و هنگام مراجعت به ایران، یک دستگاه چاپ خرید و با خود به ایران آورد. میرزاصالح که فردی اندیشمند و دارای ذکاوت بود و با بهره‌گیری از همین هوش و قریحه ذاتی، به دربار قائم‌مقام راه یافته و با حمایت او به خارج اعزام شده بود، در زمان تحصیل در لندن، در رشته‌های تاریخ و جغرافیا، زبان‌های انگلیسی و فرانسه و لاتین و صنایعی همچون شیشه‌سازی، مرکب‌سازی و تهیه حروف مقطعه خبره شد و بنابر علاقه شخصی، با چاپ و چاپخانه نیز آشنا شد. خرید دستگاه چاپ نیز به خاطر علاقه شخصی و حس مردم‌دوستی او بود. از آنجا که میرزاصالح به دنبال این بود که علاوه بر معلومات، چیزی که به درد مردم بخورد با خود بیاورد، به فراگرفتن این فن پرداخت و در آن خبره شد. در هنگام بازگشت، با هر سختی که بود یک دستگاه چاپ سربی خرید تا پس از رسیدن به ایران آن را به هموطنان عرضه کند. چاپخانه میرزاصالح در سال ۱۲۳۴هـ.ق یک سال بعد از راه‌اندازی چاپخانه‌ای که زین‌العابدین از روسیه آورده بود، راه‌اندازی شد. گرچه میرزاصالح از اقدام زین‌العابدین خبر نداشت، اما چون خود این فن را فراگرفته بود و به کار خود علاقه داشت، آن را در تبریز به راه انداخت، اما به خاطر مشغله‌های دیگر، تصدی آن را به میرزاعلی نامی سپرد. در سال ۱۲۳۸ هـ.ق میرزاجعفر نامی، که توسط عباس میرزا برای یادگیری این فن به مسکو فرستاده شده بود، نیز یک دستگاه چاپ سربی را وارد تبریز کرد. در همین چاپخانه بود که در سال ۱۲۴۰هـ.ق یک باب گلستان سعدی به چاپ رسید.

همین چاپخانه است که در کتاب «چاپخانه در خارج از فرنگستان» به‌عنوان اولین چاپخانه ایرانی از آن یاد شده است. این در حالی است که قبل از آن دو چاپخانه دیگر نیز تاسیس شده بود. شاید بتوان گفت که این میرزاجعفر همان میرزاجعفر مهندس بود که همراه میرزاصالح در لندن تحصیل کرده بود. در این صورت، می‌توان گفت که وی نیز با صنعت چاپ آشنا بوده و شاید نیز در ساختن چاپخانه به میرزاصالح کمک کرده است. از این جهت می‌توان گفت که مراد از تاسیس اولین چاپخانه مذکور در کتاب «چاپخانه در خارج از فرنگستان» همان چاپخانه میرزاصالح بوده است. به غیر از چاپخانه‌های فوق‌الذکر ژنرال سمینوی روسی هم که در ادسا به کار چاپ مشغول بود، هنگامی که در سال۱۲۴۱هـ.ق به ایران آمد؛ دستگاه چاپی را با خود آورد. لیکن معلوم نیست که چاپخانه احداثی او چقدر و چگونه کار کرده است.

چاپخانه در تهران و سایر شهرستان‌ها

چاپخانه‌هایی که تا سال ۱۲۴۰ هـ.ق در ایران احداث شده بودند، عمدتا در تبریز بودند و حتی پایتخت حکومت قاجاری نیز از این فناوری محروم بود. در سال ۱۲۴۰ هـ.ق فتحعلی شاه میرزا زین‌العابدین را به تهران احضار کرد تا با احداث در تهران به کار طبع و نشر بپردازد. میرزا زین‌العابدین چاپخانه‌ای ایجاد کرد و با برخورداری از حمایت منوچهرخان معتمدالدوله، که یکی از بزرگان دربار بود، کتب فراوانی را که اغلب هم دینی و مذهبی بودند، به چاپ رساند. ارتباط نزدیک زین‌العابدین با منوچهرخان معتمدالدوله که او را در راه‌اندازی چاپخانه کمک کرده بود، موجب شد که محصولات این اولین چاپخانه تهران با عنوان چاپ معتمدی معروف شود. زین‌العابدین در تهران شاگردانی تربیت کرد که زیر دست او فن چاپ را یاد گرفتند. از جمله آنها میرزا باقر نامی بود که بعدها نسخه «ناسخ التواریخ» سپهر را چاپ کرد. در سال ۱۲۴۵هـ.ق فتحعلی شاه دستور داد که چاپ‌خانه‌ سنگی بزرگی را که توسط میرزا اسدالله نامی در تبریز احداث شده بود، با تمامی کارکنان آن به تهران بیاورند و در پایتخت به فعالیت بپردازند. این میرزا اسدالله کسی بود که با حمایت میرزاصالح شیرازی به روسیه اعزام شده بود و با فراگرفتن فن چاپ و خرید یک دستگاه چاپ در سال۱۲۴۰هـ.ق به ایران بازگشته و چاپخانه احداث کرده بود. این چاپخانه که با چاپ‌های سربی متفاوت بود، نخستین بار در ایران احداث می‌شد.

به غیر از تبریز، که نخستین بار صنعت چاپ در آنجا رواج یافت، درخصوص سهم دیگر شهرها در راه‌اندازی این صنعت می‌توان از اصفهان و شیراز یاد کرد. احداث چاپ سربی در اصفهان به سال۱۲۴۴ هـ.ق انجام شد و کتاب «رساله حسینی» تالیف میرزا ابراهیم استرآبادی از آن بیرون آمد. چاپ سنگی نیز به سال۱۲۶۰هـ.ق در اصفهان احداث شد. در شیراز اولین بار چاپ سنگی را در سال ۱۲۵۴هـ.ق احداث کردند، ولی غیر از یک جلد قرآن مجید کتاب دیگری در آن به چاپ نرسید. ارومیه در سال۱۲۵۶هـ.ق توسط مبلغین مسیحی آمریکایی دارای چاپخانه شد و بعد از آن به ترتیب در شهرهای بوشهر، مشهد، انزلی، رشت، اردبیل، همدان، خوی، یزد، قزوین، کرمانشاه، کرمان، گروس، کاشان، اهواز، زنجان و بالاخره ساری چاپخانه ایجاد کردند.

چاپ سنگی

در ابتدا تمام دستگاه‌های چاپ که به ایران آورده شدند چاپ حروفی (سربی) بودند؛ اما این نوع چاپ دارای اشکالاتی بود که راه را برای پیدایش چاپ سنگی هموار کرد. چاپ‌های سربی دارای کیفیت خوبی نبودند و با اغلاط املایی و مشکلاتی همچون کمرنگی و پاک شدن خطوط مواجه بودند. این نقیصه‌ها وقتی که در کنار نوشته‌های دست‌نویس با خط نستعلیق و دیگر خطوط دارای کیفیت عالی قرار می‌گرفت، بیشتر خود را نشان می‌داد و آشکار بود که مردم به متون دست نویس بیشتر بها می‌دهند. از طرف دیگر، احساس مذهبی نیز که چاپخانه را پدیده‌ای خارجی می‌نگریست که به دست کافران ساخته شده، مزید بر مشکلات بود. توجه به چاپ سنگی و سعی در احداث چاپخانه‌هایی از این دست، که دارای نواقص کمتری بود به همین دلایل مورد نظر قرار گرفت. اعزام «میرزا اسدالله» (از اهالی فارس و از دوستان میرزاصالح شیرازی) به روسیه در جهت فراگیری چاپ سنگی نیز در نتیجه همین ملاحظات بود. چنان که آمد، میرزا اسدالله یک چاپخانه سنگی بزرگ به تبریز آورد و با یاری میرزارضا نامی آن را به راه انداخت. همچنان که ذکر شد، فتحعلی شاه این مطبع سنگی و اجزا و عمال آن را در سال ۱۲۴۵هـ.ق به تهران فراخواند و در پایتخت مشغول به کار شدند. اولین کتابی که در این چاپخانه سنگی تهران به چاپ رسید، «دیوان نشاط» اثر میرزا عبدالوهاب معتمدالدوله متخلص به نشاط بود. در سال ۱۲۵۹هـ.ق عبدالعلی نامی اسباب چاپ سنگی را به تهران آورد و با احداث چاپخانه شروع به کار کرد. در این چاپخانه جدید، کتاب «تاریخ معجم فی آثار الملوک‌العجم» از میرزا عبدالله بن فضل‌الله به چاپ رسید. پس از آن تاریخ پطر کبیر را به چاپ رساندند. عبدالعلی آقا پس از چندی تصدی چاپخانه را به میرزاباقر سابق الذکر واگذاشت. در شهرستان‌هایی که از آنها یاد شد، نیز اغلب چاپ سنگی را راه‌اندازی کردند. روزنامه‌هایی که از نیمه دوم قرن سیزدهم هجری قمری در ایران به چاپ رسیدند، نیز همگی چاپ سنگی بودند. به این ترتیب، با اینکه نخست چاپ سربی به ایران وارد شد، به علت مشکلات خاص خود، به سرعت جای خود را به چاپ سنگی داد. ناصرالدین شاه در سال۱۲۹۰هـ.ق در سفرش به فرنگ، در عثمانی چاپی سربی به قیمت پانصد لیره عثمانی خرید و به ایران فرستاد اما آن هم پس از دو سالی متروک شد. این چاپخانه بعدها توسط بارون نرمان به دستور میرزا حسین‌خان سپهسالار جهت چاپ روزنامه «وطن» یا «پاتری» تعمیر شد؛ اما چون روزنامه پس از یک شماره توقیف شد، چاپخانه نیز بار دیگر متروک ماند. چاپخانه سربی دیگری را در سال۱۲۹۶ قمری در تهران دایر کردند که آن نیز پس از مدتی تعطیل شد. آخرین بار هم در سال۱۳۱۴هـ.ق چاپ سربی را در تهران تاسیس کردند که تاکنون به فعالیت خود ادامه می‌دهد.

چاپ مصور

پیدایش چاپ تصویری در ایران به زمان محمد شاه برمی‌گردد. نخستین کتاب شناخته شده‌ای که چاپ مصور شد، کتاب «لیلی و مجنون» مکتبی بود که در سال۱۲۵۹هـ.ق به چاپ رسیده است. در چهار صفحه از این کتاب چهار تصویر وجود دارد که با مرکب چاپ ترسیم و به معمول زمان با دست آنها را رنگ کرده‌اند. پس از آن در سال۱۲۶۴قمری «دیوان فضولی بغدادی» را با ۲۰ تصویر به چاپ رساندند. بعد از آن کتاب «روضه‌المجاهدین» با هشت تصویر چاپ شد. از اول محرم سال ۱۳۰۰هجری قمری که اولین شماره روزنامه «شرف» منتشر شد تا سال ۱۳۰۹هـ.ق، ۸۷ شماره آن دارای تصاویر بود. روزنامه «شرافت» هم که از صفر ۱۳۱۴ هـ.ق به چاپ می‌رسید مصور بود. روزنامه وقایع اتفاقیه به‌عنوان اولین روزنامه دولتی و دومین روزنامه ایرانی نیز از شماره ۴۷۰ (مورخ پنج شنبه ۲۱ محرم ۱۲۷۷) به بعد، مصور است و در مدت چهار سال ۸۸ شماره آن را مصور چاپ کرده‌اند. از آن پس، بهره‌گیری از چاپ مصور به تدریج در روزنامه‌های دیگر نیز معمول شد. اولین فرد ایرانی که چاپ تصویری را فرا گرفت، آقا میرزا عبداللطیف نقاش‌باشی اصفهانی بود. میرزا عبداللطیف از طرف امنای دولت به فرنگ فرستاده شده و در آنجا چاپ تصویری آموخته بود. وی از هوشمندان عصر خود بود و افراد دیگری از جمله آقا میرزا ابوتراب نقاش مخصوص وزارت انطباعات چاپ مصور را از او فراگرفته‌اند. در نظر داشته باشیم که میان چاپ سنگی مصور و چاپ سربی مصور تفاوت بود. چاپ سنگی مصور همانند چاپ معمولی بود و تنها تفاوت آن به مهارت نقاش در ترکیب مرکب چاپ برمی‌گشت که مرکب آن را از مرکب معمولی غلیظ‌تر می‌ساخت، اما چاپ سربی مصور منوط به گراورسازی بود و همزمان با پیدایش چاپ مصور در ایران، در اروپا با استفاده از تیزاب مطالب را روی چوب می‌کندند و از روی مدل حاصله به چاپ می‌رساندند.

منابع:

- آرین پور، یحیی، از صبا تا نیما، ج۱، چ۵، تهران: بی‌نا، ۱۳۵۵.

- تاورنیه، سفرنامه، ترجمه ابوتراب نوری، چ۳، تهران،کتابخانه سنایی، ۱۳۶۳.

- دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه، زیر نظر محمد معین و سیدجعفر شهیدی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران،۱۳۷۷، ماده چاپ.

- شاردن، سیاحت‌نامه، ترجمه محمد عباسی، ج۴، چ۱، تهران، امیر کبیر، ۱۳۴۹.

- شوشتری، عبداللطیف، تحفه العالم، تصحیح محمد موحد، چ۱، تهران، چاپ گلشن، ۱۳۶۳.

- صفی‌نیا، «تاریخ روزنامه‌نگاری در ایران»، مجله یادگار، س۲، ش۲.

- صلح‌جو، جهانگیر، تاریخ مطبوعات ایران و جهان، چ۱، تهران، امیرکبیر، ۱۳۴۸.

- گلبن، محمد، «لغت روزنامه و نخستین روزنامه‌های چاپی در ایران» مجله بررسی‌های تاریخی، ش۵، س۵.

- محبوبی اردکانی، حسین، تاریخ موسسات تمدنی جدید در ایران، ج۱، چ۱، تهران، انجمن دانشجویان دانشگاه تهران، ۱۳۵۴.

- میرزاصالح شیرازی، مجموعه سفرنامه‌های میرزا صالح شیرازی، به اهتمام غلامحسین میرزاصالح، تهران، نشر تاریخ ایران، ۱۳۶۴.