تحول اقتصادی پس از رنسانس

کدخبر: ۱۴۳۵

از قرن دوازدهم به بعد، نخست در ایتالیا و سپس در ممالک مرکزی و شمال اروپا مردمانی سوداگر و صراف و پیشه‌ور و صنعتگر موفق شدند به تدریج طبقه قوی و متنفذی را به نام طبقه سرمایه دار (بورژوا) به‌وجود آورند و در مقابل طبقه حاکم فئودال، که با سلطه چند صد ساله خود از سلاطین گرفته تا واتیکان و دستگاه عظیم روحانیت کاتولیک را تحت نفوذ داشت، قدعلم کرده و داعیه حکومت و رهبری کشورها را پیدا کنند. قرن پانزدهم مقارن با رشد و نمو این طبقه بود و همزمان با آن اروپاییان با تمدن اسلامی آشنا شدند و همچنین به منابع مادی تازه‌ای (طلا و نقره) از طریق کشف قاره آمریکا دست یافتند. این عوامل افق جدیدی در برابر اروپاییان نمودار ساخت.

با کشف قاره آمریکا تجارت میان کشورهای اروپایی و همچنین کشورهای اسلامی و اروپایی رونق یافت. مناطق جدیدی به روی تجارت اروپا باز شد و بر اثر توسعه تجارت اروپا با این مناطق ثروت اقتصادی این منطقه رو به فزونی نهاد. در قرن پانزدهم و شانزدهم در اروپا فلزات گرانبها یعنی طلا و نقره منابع اصلی ثروت اقتصادی محسوب می‌شد و هریک از کشورهای اروپایی سعی می‌کردند از طریق تجارت بین‌المللی به طلا و نقره انباشته شده در آمریکا دست یابند. ضمنا با رونق تجارت، نظام تهاتری (مبادله کالا با کالا) به تدریج از بین رفت و پول (به‌صورت سکه‌های طلا) وارد مبادلات اقتصادی شد.

بنابراین، در دوران رنسانس وضع اقتصادی مردم بهتر شد. شهرهای بزرگ ایجاد شد و زندگی شهری در تسلط طبقه جدید سرمایه‌دار قرار گرفت. رونق وسایل حمل‌ونقل و کشف راه‌های دریایی، مسافرت به نقاط دیگر را ممکن ساخت و شناخت از جوامع دیگر بیشتر شد و نتایج آن به‌صورت‌های مختلف (اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی) در جامعه بین‌الملل ظاهر شد.

- منبع: تفضلی، فریدون؛ (1375)، تاریخ عقاید اقتصادی (از افلاطون تا دوره معاصر)، تهران: نشر نی، چاپ دهم 1391.

تیتر یک